اولین برنامه با بچه های دانشگاه و دشت هویجی دیگر

سلام به همه. اول از همه عذر میخوام که نتونستم زودتر از این داستان جمعه هفته پیش رو بنویسم. و اما بشنوید داستان جمع و جور کردن یه گروه رو :

تقریبا دو هفته بود که علی به فکرش زده بود که بچه ها رو جمع کنیم و یه برنامه گل گشتی بریم. علی شد مسئول جمع کردن بجه ها؛ مصطفی هم مسئول تهیه صبحانه و ناهار؛ من هم مسئول گیر آوردن مینی بوس. خلاصه بعد از کلی هماهنگی و داستان های مختلف، پنج شنبه شب علی گفت که مجموعا 11 نفر هستیم و مصطفی هم غذا رو تهیه کرد.( البته باید بگم که اولش همه موافقت میکردن و میگفتن که حتما میان.... اما وقتی موقعش رسید همه یه جورایی مشکل واسه شون پیش اومد و از اون لیست 17-18 نفری که علی داشت فقط 7 نفر به غیر از خودمون مونده بودن..!!)

همه بچه های کامپیوتر بودیم. صبح ساعت 6:30 ازمیدون ونک به سمت لواسان و ده افجه راه افتادیم. ساعت 8 هم تا ساعت 9 یکساعت پیاده روی کردیم تا به دشت رسیدیم.همگی از دیدن اون دشت زیبا که اون روز هم واقعا خلوت بود لذت میبردیم.بعد از مستقر شدن اولین کارمون روشن کردن یه آتیش درست حسابی بود. چای رو روبه راه کردیم و نشستیم به خوردن صبحانه.

هوا بسیار عالی بود. بر خلاف حرف هواشناسی که گفته بود هوا ابری میشه و بارون میاد، هوا تا ساعت دو بعد از ظهر بسیار عالی بود. یه چرخی تو منطقه زدیم و خلاصه تا جایی که میتونستیم حالش رو میبردیم. قبل از ناهار هم دو تا دسته شدیم و حکم بازی کردیم که در اینجا بود که علی و من گروهی شدیم که شکست ناپذیر بودیم ( البته ما اعلام میکنیم که مخلص همه هم هستیم... مخصوصا آقا سلمان گل...)


اين هم سلمان

ناهار رو هم مهدی و مانی رو به راه کردن ( جدن که دستشون درد نکنه...) جاتون حسابی خالی بود.


مهدی رو که همه ميشناسين... مانی هم همونيه که کاپشن قرمز داره

بعد از ناهار هم یه سری از بچه ها رفتن تو منطقه بگردن. آروم آروم وسایل رو جمع کردیم و به سمت پایین راه افتادیم. توی راه باز هم این سلمان دست از سر ما برنداشت و هی به پر و پای بچه های نرم افزار میپیچید. رسما ما رو کشت. عادل هم تو این برنامه به خاطر حمایت از سخت افزاری ها یه دکترای افتخاری سخت افزار از سلمان دریافت کرد...!


بچه ها به ترتيب از راست به چپ :
مهدي، ماني، بهزاد(عقب)، مصطفي، عادل، رضا، سلمان، سعيد، علی
کوشان و من هم که نشسته ايم.

 سوار مینی بوس شدیم و برگشتیم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در کل برنامه خیلی خوبی بود از چند نظر :

- اینکه بچه های دانشگاه  یه  روز جمعه دور هم جمع شدن و از طبیعت لذت بردن.

- اینکه راه اندازی یه همچین برنامه هایی رو برای اولین بار تجربه کردیم.

- اینکه بدمون نمیاد هر از چندی (مثلا هر دو ماه یه بار یا بیشتر) بین برنامه های کوه نوردی خودمون یه همچین برنامه هایی رو داشته باشیم.

- و در آخر اینکه اگه بشه سلمان رو بياريم تو گروهمون و خودمون بهش بفهمونیم نرم افزار یعنی چی....!

محسن

/ 0 نظر / 11 بازدید