کوير – يزد


اين بار ميخوام حال وهوای اينجا رو به سوی خاک کوير و صفای يزد ببرم. جايی که حتی يه سايه از اون غنيمته. جايی که هميشه دوستش داشتم و دارم. مردمی با صفا و چنان با پشتکار که خاک کوير دستانشان را به احسنتی ميبوسد.

از اونجايی که پدر و مادرم اهل اين مردم بودند، هر سال چند وقتی به خصوص تابستان ها به يزد ميرفتيم. دهی به نام "منشاد" در 35 کيلومتری شهر يزد و 17 کيلومتری شهر "مهريز". جايی که گرمای تابستان آن چهره را ميسوزاند و از سرمای زمستان آن پوست صورت ترک ميخورد.

امسال عيد هم با مادر و برادرم به يزد رفتيم. در طول چهار روزی که اونجا بودم، دو روز در ده بودم و دو روز هم در شهر. اينبار که به ده رفتم به کوههاش يه جور ديگه نگاه می کردم. اين دفعه برای گرفتن يه عکس با يه منظره کامل، مجبور بودم بيش از 45 دقيقه از کوه بالا برم تا بتونم يه عکس بندازم. و اما عکس های ده :

( اضافه کنم که اين عکس ها رو با دوربين Zenit 122 انداختم. )

 

 

اين خونه مادربزرگمه. يه خونه از خشت و گل که پايين اون يه تنور برای پختن نون هستش.

 

 

اين سه تا قله دقيقا پشت سر من قرار داشتند. فوق العاده با ابهت و زيبا

 

 

اين کوه در بالای رودخانه ايست که از پايين ده ميگذرد. اسم اين کوه " کُتَکُک" هست. توی ده به اون تيکه چوبی که باهاش به لباس ميکوبن و لباس رو با اون ميشورن ميگن " کُتَکُک". به معنی چيزی که باهاش کتک ميزنن. اگه دقت کنين اون تيزی سمت چپ کوه به شکل اون تيکه چوبه.

 

 

يه منظره کامل از کل ده و نمای زيبای يالهای شيرکوه. جدن الان که دارم اين متن رو مينويسم بد جوری دلم هوای اونجا رو کرده.

 

 

کوهای سر به فلک کشيده سمت چپ ده.

 

 

دور نمايی زيبا از برف خانه شيرکوه. خدا ميدونه تا قبل از اينکه اينطور کوه رو بشناسم، هيچ وقت اينها رو اينطور نگاه نميکردم.

 

 

ماندآبی که در مسيری که ميرفتم دست و صورتی باهاش شستم. انعکاس کوههای روبه رو در داخل آب ...

 

 

و اين هم نمايی از سمت چپ اون سه تا قله که پشت سر هم قرار داشتن و توی عکس دوم ديديم.

 

خب. توی اين مدت که اونجا بودم کلی اطلاعات در مورد اينکه چطور ميشه به شيرکوه صعود کرد، گرفتم. قرار شده که بعد از امتحانات همگی با هم بريم يزد و به شيرکوه صعود کنيم. و صد البته مهمان مهمان نوازانی که از صميم قلب دوستشان دارم.

همچنين يه سری عکس هم از جاهای ديدنی شهر يزد انداختم که بعدا اينجا ميگذارمشون.

ياحق

محسن

 

/ 0 نظر / 19 بازدید